نسیم کوهسار
اینجا ، صفحه ایست برای نوشتن حرف هایی که گاه ، درون ذهن آدم ورجه وورجه می کنند! و برای نوشتن حرف هایی که هیچ گاه ، بر زبان نیاورده ایم!
قالب وبلاگ

دو سه روز قبل تولد یکی از افرادی بود که خیلی از شخصیت و منشش خوشم میاد...اوایل ، حدود چند سال قبل که دوره ی راهنمایی بودم ، به خاطر برخی حرف های اطرافیان و دور و بری ها ، زیاد ازش خوشم نمیومد و دل خوشی ازش نداشتم ولی الان که بزرگ تر شدم ، می بینم که اشتباه می کردم...الان می بینم که چندین سال از عمرم رو بدون این که به حرفاش گوش بدم گذروندم و این اتفاق باعث شده خیلی توی زندگیم عقب بیافتم...و این خیلی بده...خیلی بد...وقتی به روزهایی فکر می کنم که ممکنه اون شخص توی زندگیم نباشه ، اصلا دلم می لرزه و انگار که یکی از بزرگ ترین امیدهام به زندگی رو از دست داده باشم...کاشکی زندگی اون قدر کش بیاد که روزی وجود نداشته باشه که اون نباشه ...کاش زندگی اون قدر خوب با ما تا کنه که روزی نرسه که کنار عکسش ، ربان سیاه زده باشیم...کاشکی همیشه بخنده ، همیشه تنش سالم باشه...

امشب ، براش یه شعر نو سرودم...بعد از خیلی مدت که شعر نگفته بودم تونستم چند کلمه ای بنویسم این یکی دو شب ، که یکیش برای اون بود...

ایشالا همیشه سالم باشه 

تولدش مبارک...

[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 01:42 ] [ میم! ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29139