X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

نسیم کوهسار
اینجا ، صفحه ایست برای نوشتن حرف هایی که گاه ، درون ذهن آدم ورجه وورجه می کنند! و برای نوشتن حرف هایی که هیچ گاه ، بر زبان نیاورده ایم!
قالب وبلاگ

پریشب ، توفیقی شد که فیلم لالالند رو ببینیم!‌البته نه در سینما و در معیت سایر بزرگان و نگران بر پرده ی عظیم مقابل ، که لمیده بر روی تخت و در معیت هم اتاقی خود و چشم دوخته بر صفحه ی چند اینچی لپ تاب!

کلا فیلم خوبی بود...آخرای فیلم ، دل آدم رو داغ می کرد! وقتی به زیبایی هرچه تمام تر ، نشون داد و مقایسه کرد  اون چیزی رو که می شد باشه ، و اون چیزی رو که اتفاق افتاده بود...چقدر زندگی بی رحمه و چقدر سازش ناپذیر ...

یکی می گفت: سخت ترین لحظه ی جون دادن ، اون موقعی هست که جلوی چشمت ، اون چیزی که می تونست توی زندگی ت اتفاق بیفته رو بیارن و نشونت بدن...


دو روز قبل ، رفتم پاتوق کتاب ، گزیده ی اشعار مهدی اخوان ثالث رو برداشتم و خوندم...اصلا اصلا اصلا فکر نمی کردم که چنین غزل های قشنگ و باحالی داشته باشه!‌یه چند تاش واقعا من رو حیرت زده کرد! یکی از اون ها رو آخر همین پست می نویسم!


دیروز هم که رفتیم با بچه ها فوتبال ، چمن مصنوعی روبروی دانشکده دندون! خیلی خوب بود و قشنگ خودمون رو خسته و نابود کردیم! برای ماه رمضون هم باید برای ساعت های ۱۲ شب احتمالا تایم بگیریم و بریم ! امیدوارم بشه که بشه! بلخره کم کم ، باز باید ورزشو شروع کرد دیگه!


تو را باغیر می بینم ، صدایم در نمی آید

دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید


نشستم ، باده خوردم ، خون گرستم ، کنجی افتادم

تحمل می رود ، اما شب غم سر نمی آید


توانم وصف مرگ جور و صد دشوارتر زآن ، لیک

چه گویم جور هجرت ، چون به گفتن در نمی آید


چه سود از شرح این دیوانگی ها ، بی قراری ها؟

تو مه بی مهری و حرف منت باور نمی آید


ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ، ای زلف

که این دیوانه گر عاقل شود ، دیگر نمی آید


دلم از دوریت خون شد ، بیا در اشک چشمم بین

خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید؟


مهدی اخوان ثالث



[ چهارشنبه 3 خرداد 1396 ] [ 19:21 ] [ میم! ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 25686