X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

نسیم کوهسار
اینجا ، صفحه ایست برای نوشتن حرف هایی که گاه ، درون ذهن آدم ورجه وورجه می کنند! و برای نوشتن حرف هایی که هیچ گاه ، بر زبان نیاورده ایم!
قالب وبلاگ

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره ، در چشم جویباران


آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران


بازآ که در هوایت خاموشی جنونم

فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران


ای جویبار جاری،زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران


گفتی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران


بیگانگی ز حد رفت ، ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان،سرخیل شرمساران


پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران


وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران


شفیعی کدکنی


پ.ن: چقدر سوت و کور شده این وبلاگ...کاشکی بشه برگردم و دوباره بنویسم از زندگی ، از طراوت ، از اتفاقات روزمره ای که بعدها خاطره میشن هرکدوم شون...


پ.ن۲: حرف زیاد دارم واسه گفتن...امتحانای این هفته ام به خیر بگذره مینویسم ایشالا بیشتر اینجا...

[ جمعه 19 آبان 1396 ] [ 22:45 ] [ میم! ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 25686