X
تبلیغات
رایتل

نسیم کوهسار
اینجا ، صفحه ایست برای نوشتن حرف هایی که گاه ، درون ذهن آدم ورجه وورجه می کنند! و برای نوشتن حرف هایی که هیچ گاه ، بر زبان نیاورده ایم!
قالب وبلاگ

دیروز تومور مغزی آقا اسحاق رو که باعث شده بود دچار تشنج های مکرر بشه رو عمل کردن...آقا اسحاق ، بیمار تخت شماره ی ۷ بود که من مسؤول شرح حال گرفتنش بودم...قبل از این که برای عمل بره ، دیدمش ولی نرفتم جلو ...یه جاهایی ته دلم ، دعا کردم که این آخرین باری نباشه که می بینمش...امروز که رفتم بخش ، رفتم  که ببینم برگشته یا نه...که دیدم با پیشانی پانسمان شده دراز کشیده روی تخت...خوشحال شدم که بازم میدیدمش...

خانم ش  رو دیگه شاید هیچ وقت نبینمش و نفهمم تشخیص بیماری ش چی بوده...بیمار تخت ۲۳ که یک هفته ازش شرح حال گرفتم و معاینه انجام دادم و یکی از  تشخیص افتراقی هاش MSبود ۴۱ سالش بود و  حدود یک هفته بود که بستری شده بود...و الان نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت از رفتنش ، خوشحال از  این که شاید خوب شده باشه و مرخص شده باشه ، و درمان از این که شاید واقعا نتونستن تشخیص درستی بدن و مرخص شده و رفته ...



[ دوشنبه 7 اسفند 1396 ] [ 23:29 ] [ میم! ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 24553