X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

نسیم کوهسار
اینجا ، صفحه ایست برای نوشتن حرف هایی که گاه ، درون ذهن آدم ورجه وورجه می کنند! و برای نوشتن حرف هایی که هیچ گاه ، بر زبان نیاورده ایم!
قالب وبلاگ

امروز یه جوون نوزده ساله ی لاغر اومده بود درمانگاه ، شل و ول راه میرفت و شل و ول هم صحبت میکرد...بابا و برادر بزرگترش هم همراهش بودن! گفتن  چهارشنبه ی هفته ی قبل ، حدودا نیم الی یک ساعت بعد از فوتبال ، برگشته خونه و یهو گردنش و بعد پاهاش و بعد دست هاش کلا لمس و بی حرکت شده!بیست نفرمون داشتیم علت های احتمالی و تشخیص افتراقی هاش رو بررسی می کردیم که یهو دیدیم به دکتر رضایی طلب گفت که منظورش از فوتبال ، نگاه کردن بازی استقلال بوده ، در حالی که همه ی ما به علاوه ی خود دکتر ، فکر کرده بودیم که بعد از فوتبال بازی کردن اینطوری شده!وقتی این جمله رو گفت ، به طور ناخودآگاه همه مون با هم یهو داد زدیم :«آهاااا» و بعدش که دیدیم همه مون اشتباه فکر می کردیم و با هم واکنش نشون داده بودیم ، ریسه رفتیم از خنده! خود بیمار و همراهی هاش هم به خنده افتاده بودن!

ممد رو کرد بهم و گفت : ببین ، یه بازی فوتبال ارزش اینو نداره !(خودش مثل من اهل فوتباله!مثل منم پرسپولیسیه!)

رو کردم بهش و گفتم : بازی استقلال که انصافا ارزشش رو نداره ، ولی بازی پرسپولیس چرا!!


باس یاد بگیریم که درست و درمون تر شرح حال مریض رو بگیریم!


پ.ن: با عرض پوزش از همه ی استقلالی ها البته!

[ شنبه 19 اسفند 1396 ] [ 19:59 ] [ میم! ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 25687