ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
خیلی سریع بگم حرفام رو که چشمام رو به زور باز نگه داشتم!
بالاخره بخش اعصابمون ، دیروز ، یعنی پنج شنبه تموم شد ، چهارشنبه امتحان عملی ش بود که به شدت سخت بود ، و پنج شنبه هم امتحان تئوری که بدک نبود!و خوب مام نهایتا وارد تعطیلات عید شدیم!
شبا که می خوام بخوابم ، همین حول و حوش ساعت ۲-۳ ، صدای پرنده ها از لابلای درختای اطراف بوستان میاد...تعجب می کنم که چرا این پرنده ها این وقت شب بیدارن اصن!اونام مث ما بدخواب شدن ؟ یا که چی؟!؟!
امشب حسین آقا رو دیدم ، از اینترن هایی که خیلی به گردن ما حق داره...گفتم که میری واسه تعطیلات؟ ، گفت هستم کلا مشهد ، به خاطر کشیک ها ...گفت بخش پوست پنج شنبه تموم شده و شنبه ، بخش عفونی شون شروع میشه...از پاسخ در ماندم...یعنی تا دو سال دیگه ما هم این طوری زندگی مون به مرحله ی فنا می رسه...؟؟
زیاده عرضی نیست
شب خوش!
اوقات شما بخیرونیک ،..جناب دکتر میم








والا اینجور که مامان جان تعریف کردن، توی نه ماهگی از بالکنی که ارتفاعش پنج یا شش متربود ،سقوط آزاد داشتم
البته ،گویا سبد قرمز رنگی دستم بود و عین فرمون ماشین ،هی میگرفتم جلوی صورتم و از میون لوزی های سبد،نور خورشید و تماشا میکردم و ذوق وشعف ،...با همون سبدِ فرود آمدم،...که فقط سبدِ ترک برداشت و منم بردن بیمارستان ،..که دکتر گفت،این ازمنم سالم تره
بگذریم ،...
خدا میدونه ،چقدر خوبه خونه بابا بزرگا
من میخام بابا بزرگ همیشه سالم بمونه
پیر نشه غصه نیاد ،غمگین و تنها نمونه
خدایا مامان بزرگ وبه خودِ تو میسپارم
خدایا بابابزرگ و به خودِ تو میسپارم
این ترانه رو شبکه ی نهال یا پویا پخش میکنه و من خیلی دوسش دارم
نفس عمیق
عرض دیگه ای نیست،جز سلامتی و خوشی و شاد زی شما
خیلی خیلی ممنووونم حضرت باران
سلام و وقت بخیر بر شما










:



بله دقیقا،خیلی پر انرژی هستن
توی حیاط منزل ما درخت بید و انار هست،...که دسته جمعی کنفرانس گپ و گفت جیک ویکی میگذارن
البته زودتر از اوقات شرعی گیلان،یعنی اون زمانی که توی ولایت شما مشغول جیک جیک هستن،..پرنده های اینجا جیک شون در نمیآد
ولی نیم ساعت زودتر از بلند گوی مسجد ،سرحال
گفته بودم،یک روز نردبون گذاشتم برم لونه شونو ببینم،..که نردبون لیز خورد و منم شاخه آلوچه رو محکم گرفتم و دایی کوچیکه رو صدا زدم،...دایی آمدو منم آویزون درخت دیدو متعجب !!که اونجا چه میکنی؟حالا دوتا دستام خراشیده شده بودو ،..خیلی هم دردناک بود،...گفتم رفتم ببینم چه خبره؟،...البته پنج یا شش ساله بودم
.
.
خلاصه اینکه؛
تعطیلات بهتون خیلی خوش بگذره،...سلامت باشید و شاد ،...نوروز تان پیروز
سلام و خیلی خیلی وقت تون بخیر






باز خدا رو شکر که اتفاق دست و پاشکستنی ای گوش شیطون کر براتون نیفتاده







خوش به حااالتون...دلم رو بردین به زمانی که بچه تر بودم و میرفتم روستا و خونه ی بابابزرگ می خوابیدم و صبح پا میشدم و بی بی می خواست نون بپزه ، قبل طلوع آفتاب...پرنده ها می خوندن...ای بابا ... ای بابا...
خاطره ی جالبی بود
تعطیلات بر شما هم ایشالا که خوش بگذره...نوروزتون مبارک مجددا
سلام و خسته نباشید و وقت بخیر،...خدمت شما






) اونا شبا زود میخوابن،دور ورهشت ،نه شب.این حوالی مذکور سر حال بیدارمیشن،....یعنی زودتر از اذن صبح سرو صدا و جیک جیکِ خیلی شاداب وپرانرژی شون میاد








خدارو شکر،..به سلامتی آن بخش رو گذراندین و ..وارد تعطیلات نوروزی میشد،...آقا بهار و نوروز تان خجسته باد
.
.
.
گمون نکنم اونا بدخواب شده باشن،(براشون آلپرازولام ننویسید یه وقت
ایشالا با تندرستی و سلامتی و دل خوشی،...مابقی بخش ها رو بگذرونیدواز لحظه ،لحظه های زندگی تون خوشبختی بسازین ،...آمین
سلام بر شما



















بله خدا رو شکر دیگه تموم شد و ما هم وارد تعطیلات شدیم
بهار و نوروز بر شما مبارک باشه پیشاپیش
خیلی جالبه که حتی از قبل از اذون بیدار میشن این پرنده ها...همچین هم باانرژی می خونن که آدم دوست داره بره روی نیمکتی ، زیر درختا بشینه و فقط به صداشون گوش بده
ان شاالله...ممنون ازتون
سلامت باشین شما هم
سلام
جریان هر که طاووس خواهد جور ...
الان رو دریاب تا فردا وقت زیاده
عیدتون پیشاپیش مبارک
سلام...






بله دیگه متاسفانه...
آره دیگه...باید لااقل از الان استفاده کنم که بعدا حسرت این روزا رو نخورم...
عید شما هم پیشاپیش مبارک