ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
دیروز رفتم جلسه ارغوان ، یه دورهمی صمیمی و فوق العاده ، با دوستای علاقه مند به ادبیات...بعد از جلسه هم صحبتی کردیم درباره ی مراسمی که احتمالا در اردیبهشت ماه برگزار کنیم برای بزرگداشت سعدی...
دیروز و امروز هم رفتم دوباره سالن مطالعه ی دانشکده...امروز عصر که حتی اتاق هم نیومدم ، بعد ناهار رفتم کلاس مسمومین ، که توی تالار امام علی بود ، و انتهای ردیف یکی مونده به آخر نشستم و کل کلاس رو خوابیدم! خیلی چسبید حقیقتا ، خیلی وقت بود نتونسته بودم این طور دلچسب سر کلاس بخوابم! یه مقدار که درس خوندم ، رفتیم پارک ! هوا داشت ابری میشد ، معتدل ، مطبوع ، بهاری ، دلچسب ، آغشته به عطر شکوفه ها ، و همه جا خوشگل شده بود با جوونه های سبزرنگ برگ های درختا...خیلی حظ کردم از گردش امروز...بعدش هم که یه مقدار درس خوندم و برگشتم اتاق...
نمای درختای سپیدار حاشیه ی دانشکده رو دیدی؟ درختای توت به صف شده ی روبروی دانشکده رو چی؟ که برگاشون که آروم آروم داره جوونه میزنه ، مث بچه گنجیشکای توی لونه ی روی یه درخت گردو! با صدای جیک جیک پیوسته شون ، موقع بیرون اومدن از پیله ی آهکی شون! دیدی چقد قشنگن ، مرتب واستادن ، و تازه امروز بعد این همه مدت چشم ام افتاد بهشون که این قدر دلبر بودن ، و خورشید دم دمای غروب هم داشت با ابرهای بارور افق می رقصید ، و گفتم بذار ثبت ش کنم این لحظه رو ...
راستی گفتم گنجشک...دیروز یکی از بچه ها ، اسمی برد از یه شاعر ، به اسم سید حبیب نظاری ، که مث این که بهش میگن شاعر گنجشک ها، کلی دوبیتی و رباعی داره ، که توشون از کلمه گنجشک استفاده کرده...چندتایی ش رو برامون خوند و کلی لذت بردیم از شنیدن شون...
تو می خواهی مرا انگار ، گنجشک!
نگاهم می کنی هر بار ، گنجشک!
چه احساس عجیبی با تو دارم
کمی انسانم و بسیار گنجشک!
هر موقع این جا میام مینویسم ، اول از همه چهار تا آهنگ از یانی رو پلی میکنم و حین نوشتن گوش میدم...این چهارتا...شرطی شدم انگار!
سلام
طبیعت زیبا و قشنگی،تصاویر فوقالعاده زیبایی هستند
توصیف محیط وفضای دانشکدتون ،خیلی خوب بود.
من که اصلا دانشگاه فردوسی را ندیدم میتونستم تصویر سازی کنم
سلام و درود بر شما












خیلی متشکرم از شما و ممنون بابت همراهی تون
امیدوارم یه روز پارک و فضای محدوده ی دانشگاه ما رو حتما تجربه کنین، مخصوصا در ایام بهار ، که خیلی قشنگ میشه
حال دل تون همیشه بهاری
این درختارو همیشه می دیدم تو دانشگاه اما اسمشونو نمی دونستم تا اینکه تو پارک ایل گلی تبریز بابام یه نگاهی به درختا کرد و گف درخت سپیدار مشهد خیلی کم شده قدیما بیشتر بود و تازه با مفهوم درخت سپیدار اشنا شدم . خیلی قشنگن


اهنگایی که گذاشته بودینو سرچ کردم و گوش کردم خیلی خوب بودن ممنون که حس خوب نوشته تون رو دو چندان کردین
و هم چنین شاعر گنجشک ها
سلام و درود


بله متاسفانه درختای سپیدار مشهد و همچنین سایر روستاهای اطراف به شدت در حال کم شدنه ، بنا به دلایلی ، و این غم انگیزه...
خوشحالم که اهنگها رو گوش دادین و خوشحال تر که پسندیدین شون
موفق باشین و احوالات تون بهاری باشه همیشه
سلام و عرض ارادت



آقا قبل اذون صبح،گنجشکا میان روی درخت انارو






خیلی خیلی ممنون و
سپاسگزارم بابت تصاویر؛درختان سپیدار و
توت وآسمون و
برکه و....
ممنون بابت معرفی شاعر
گنجشک ها
بید،اونقدر جیک جیک میکنن که نگو
خدارو بابت این همه نعمات...شکر.الهی شکر
سلامت و
شاد زی دکتر میم جان
سلام و درود حضرت باران














خیلی خیلی مچکرم از لطف بی دریغ شما
خواهش خواهش میشود
آره دقیقا...این گنجشکا دم دمای سحر دیگه شروع میکنن به جیک جیک ، و امان از سر و صداشون
احوالت تون بهاری ، حضرت باران
اووووه


آقای دکتر میم
چه تصاویری
خیلی ممنونممم حضرت باران





چشاتون قشنگ میبینه